
باب رحمت حسین را بازگو می کنیم.
همانی که اگر قرار باشد نامه ی اعمالمان را
به دست چپ بدهند، به واسطه ی رحمت بر او، بر ما عنایت ویژه ای کرده و کارنامه امان
را در دست راست خویش خواهیم دید.
عمر ما بسی کوتاه است و عمل به دستورات
تکلیفی و فرمان های ارشادی برایمان سخت...
حتی گاهی کاهلی می کنیم.
نتیجه اش گرفتاری در مصائب دنیوی و اخروی
است.
می دانی خداوند در صحیفه ای که در بین ائمه
دست به دست چرخیده، به حسین چه فرمانی داده؟
من برایت می گویم:
هرکه به راه های نجات بخش تو توسل جوید، می
تواند مصیبت ها را تحمل کرده و تکالیف خود را در اسلام انجام دهد و از مصیبت هایی
که انتظارش را می کشد، رهایی یابد.
آیا چه کسی است که متوسل بر باب رحمت شود و
روزه و نماز و صدقات و حج و عمره و جهاد را ترک گوید؟
و تو چه می دانی که در پس این توسل بر ارباب
چه چیزهایی برایت مقدر شده...
همین توسل خودش پاداش هزار حج دارد.
شاید در تمام عمرت بیش از یک بار قسمتت
نباشد تا کعبه ی سیاهپوش ارباب را بنگری لیکن توسلت به حسین چنین پاداش عظیمی
دارد.
آری حسین رحمت است برایمان...
دلم میخواهد چند فرمان خداوند خطاب به انسان
ها را برایت بگویم.
با خود بیندیش که آیا توانسته ای آنطور که
پروردگارت خواسته آنها را انجام دهی یا اینکه تو هم محتاج رحمت حسینی تا دستت را
بگیرد و از منجلاب این دنیای پست نجاتت دهد و در آخرت سرفرازت نماید.
فرمان نخست درباره ی بندگی و عبادت خداوند
است:
"ای مردم پروردگار خویش را که شما و
پیشینیان شما را آفریده بپرستید، باشد که پرهیزگار شوید."
نمی دانم پیرو کدامیک از ادیان الهی هستی؟
مسیحی، مسلمان، یهودی؟
بر خویشتن بنگر که آیا پروردگار را بر اساس
دینی که داری پرستیده ای؟
اصلا بنگر که آیا خداوند را در نیمی از عمرت
و حتی شاید در یک ساعت از عمرت، بدین صورت پرستیده ای؟
حال بنگر که در کدام دسته قرار داری.
بندگان گرامی داشته شده؟ برگزیده؟ پاک شده و
یا آن هایی که درباره اشان گفته شده: "همانا تو را بر بندگان ویژه ی من
دستیابی و چیرگی نیست"؟
به عبادت خویش بنگر.
این چه نوع عبادتی است؟
این چه نوع بندگی است؟
بنده ی همه چیز بوده ایم جز خدایمان...
بنده ی پول و شیطان و بت هایی که برای خود
ساخته ایم.
بت که فقط سنگ و چوب نیست.
اما بابی داریم به نام باب رحمت...
آری...
حسین را می گویم.
حسین، ارباب ماست.
او نباشد وای بر ما می شود با این اعمال دست
و پا شکسته امان...
توسل به ارباب خود به خود ما را می کشاند به
آن سمتی که لایق شویم...
لایق بنده ای پاک، برگزیده، گرامی داشته
شده...
اگر کم هم بگذاریم توسل بر این باب رحمت،
جایِ خالی هایمان را پر می کند و می توانیم به تمامی مراتب پرستش خداوند دست
بیابیم.
دست یابی به این فرمان ها راه هایی دارد،
راه هایی که تنبلی های و کاستی های ما را در انجام دادنشان سهل کرده و ما با چند
عمل کوچک و توسل بر ارباب می توانیم به پاداش آن ها، بدون حتی انجام دادن عملی،
دست یابیم.
فرمان اول این است: شنیده ای که هر کس حسین
را زیارت کند، از بندگان گرامی خداوند است؟
وقتی زائر حسین می شوی، فرشتگان تا آخر عمر
به نیابت از تو به زیارت حسین می روند و اعمالشان برای تو پاداش دارد.
اگر می خواهی از بندگان برگزیده شوی، یعنی
همان مقام پیامبران، توسل بر باب رحمت کن. چرا که پیامبران بر تو درود می فرستند و
تو را هم نشین خوان کرم خویش خواهند نمود.
اگر می خواهی از بندگان پاک و پرهیزکار
باشی، بر حسین توسل نما. چرا که برای این توسل، به تو اجر اعمال مستحبی مانند جهاد
را خواهند داد.
اگر گناهکاری و به لطف خداوند امیدوار، بر
حسین توسل کن تا در مقام بندگان قرار گیری چرا که خداوند فرمود: "از رحمت
خداوند نا امید نشوید، به راستی که خداوند همه ی گناهان را می بخشد."
این را بدان که اشک بر حسین را باید غنیمت
بشماری.
چه انسان ها که با اشک بر حسین، از فرش به
عرش نرسیدند.
نمونه اش همین رسول ترک خودمان...
پس بدان که نشدنی نیست، شق القمر هم نیست.
کمی همت می خواهد و عشق...
فرمان دوم تقواست.
چکیده ی تمامی کتاب های آسمانی یک جمله است:
"ای مردم از پروردگارتان پروا دارید."
دست یابی به تقوی از باب رحمت شامل همه ی
اقسام تقوی می شود.
اگر می خواهی در قیامت تو را خطاب کنند که:
" ای بندگان، نه بر شما ترسی خواهد بود و نه اندوهگین خواهید بود." با معرفت
به زیارت باب رحمت برو.
فرمان سوم انفاق در راه خداست.
چه بسا به وسیله ی حسین انفاق هایی می توانی
انجام دهی که از راه دیگر امکان پذیر نخواهد بود.
بسان این روایت که هر کس در حرم حسین
زیارتگران آن حضرت را سیراب سازد، پاداش سیراب نمودن لشگر حسین را در روز عاشورا،
خواهد داشت.
فرمان چهارم جهاد است.
ما که نه در جهاد اکبر نفس خویش را کشته ایم
و نه در جهاد اصغر دشمنان خدا را نابود ساخته ایم، چگونه از فیض جهاد سهمی را نصیب
خود کنیم؟
یا لیتنی کنت معکم...
ای کاش همراه تو بودم حسین...
اگر واقعا این را از ته قلبت بگویی، پاداش
جهاد با حسین نصیبت می شود.
آه...
یعنی می شود؟
جهاد با ارباب؟
حسین جان! چرا رحمتت پایانی ندارد؟
چرا گنهکارانی چون ما را انقدر مورد لطف خود
قرار داده ای؟
حتی دوست داشتن عمل شهدای کربلا، شریک بودن
در پاداش اعمال آنان را در پی دارد.
چقدر فضیلت دارد زیارتت ارباب...
اگر پاداش جهاد را خواهانیم، زیارت حسین در
شب عاشورا برابر است با دیدار خداوند با پیکر خونین...
همانند شهدای کربلا که خداوند را با پیکر
خون آلود ملاقات خواهند کرد.
و چه بسا زیارت حسین از جهاد ارزشمندتر است
چرا که با زیارت ارباب هم پاداش جهاد همراه با حسین را به تو می دهند و هم پاداش
شهادتی را که شاید در جهاد قسمتت هم نشود.
خونین شدن در جهاد بر فرض اینکه به شهادت
برسی یک بار اتفاق می افتد اما توسل بر حسین مقام خونین پیکر شدنت را بارها و
بارها تکرار می کند.
پنجمین فرمان الهی برداشتن توشه برای آخرت
است.
چه توشه ای از این بالاتر می خواهی که زائر
حسین باشی و این زیارت در همه ی منزلگاه های آخرت یاری ات نماید و حتی بتوانی دست
هر کس را دوست داری بگیری و داخل بهشت کنی؟
فرمان ششم قرض الحسنه است.
با توسل بر حسین، تو، وامی نیکو به خداوند و
تمامی پنج تن آل عبا می دهی که پاداشش را جز خدا نمی داند.
فرمان هفتم پاسخ دادن بر فرامین خدا و
پیامبر است.
بسیار گفته ایم از دستور خداوند و پیامبر به
دوستداری و گریستن و زیارت ارباب عشق...
فرمان هشتم پیش فرستادن کار نیک است.
اللهم الرزقنی زیارت الحسین...
چرا که کار نیک از پیش فرستاده شده ایست.
فرمان نهم شتاب گیری به سوی بخشش خداوند
است.
چه راهی را شتابان تر از حسین یافته اید؟
کدام راه است که با یک قطره اشک خالصانه،
گناهان زیاد را پاک نماید و مورد بخشش خداوند قرار گیرید؟
فرمان دهم به زاری و نهان پروردگار را
خواندن است.
وقتی که زائر حسین باشی دعای پنج تن آل عبا
و امامان و فرشتگان شامل حالت می گردد و امام صادق برایت در سجده هایش دعا کرده...
فرمان یازدهم این است که یاران خدا باشید.
مقام خداوند بسی بزرگتر از این است که نیازی
به یاری ما داشته باشد. پس مقصود یاری دین خدا و اولیاء خداست.
تو می خواهی یار حسین باشی؟
پس با گرم کردن مجلس ارباب و زیارتش و آرزو
کردن برای همراه بودنش، جز یاران او به شمار خواهی رفت.
فرمان دوازدهم پاسخ دادن به ندای دعوت
خداوند است.
حسین قیام کرد تا دین جدش را زنده نگاه دارد
و مردم را به آن فراخواند.
ندای حقیقت خواهی را از حسین بشنو چرا که
حتی سر نهادن بر تربت او لبیک به این دعوت و قیام خواهد بود.
فرمان سیزدهم چنگ زدن به سوی خداوند است.
حسین در دسترس و آسان ترین دستاویزی است که
می توانیم توسط او به ریسمان الهی چنگ بیندازیم.
فرمان چهاردهم پیدا کردن راهی برای رسیدن به
خداوند است.
آیا جز حسین راهی آشکارتر و نزدیک تر و
استوارتر سراغ داری؟
ای فدایی حسین!
اینک که من و تو از انجام کارهای معمولی دین
خود عاجزیم...
اینک که برای خود در آخرت توشه ای برنگرفته
ایم...
اینک که راه جهاد بسته است و نمی توانیم فیض
شهادت را بچشیم...
اینک که تهی دست و بدون عملی نیک قرار است
پروردگار را ملاقات نموده و نامه ی اعمالمان پر باشد از خطاهایمان...
بابی برایمان باز شده که فکرش را هم نمی
کردیم...
همان بابی که بدون انجام دادن اصل عمل،
پاداشش را به ما می دهند، آن هم فقط با توسل کردن...
آری...
راه نجات...
باب رحمت...
عشقمان، حسین!
عاشورا نزدیک است...
برداشت از این مطلب با ذکر نام نویسنده و لینک وبلاگ بلامانع است.
در غیر اینصورت مشکل شرعی خواهد داشت.