پرچم سرخ یا حسین

ذبح الحسین بکربلا عطشانا

هرکه را می نگرم شور محرم دارد...


کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد

چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد

هر کجا ملک خدا هست حسینیه توست

هر که را می‌نگرم شور محرم دارد

 نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال

کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد

 روضه‌خوان تو خدا، گریه کن تو آدم

 اشک ارثی است که ذریه آدم دارد

[ شنبه 1389/09/20 ] [ 10:59 ] [ کربلایی حسنا ]

[ ]

پیرو پست گذشته در مورد نقاشی منصوب به سر ارباب... حتما بخونید

سلام

خوبید؟

دیروز من لاگی ایجاد کردم که توی اون از نقاشی مستندی که منصوب به سر بر نیزه ی ارباب هست حرف زدم و نقاشی رو گذاشتم

جدای از بحث اینکه این نقاشی رو توی گوگل که سرچ کردم پیدا کردم و از قبل هم در موردش شنیده بودم مطلبی هست که دوستان بهش اشاره دارن و اون اینکه چرا انقدر زشت؟!!!!!!!!!!!!!!!

من قصد خوندن روضه ندارم اما دوستان خودتون قضاوت کنید:

روز اول محرم تو آینه صورت خودتون رو ببینید روز عاشورا هم همین طور

چقدر تغییر کرده در عرض ده روز با اینکه غذا میخورید و آب میخورید و فقط چند ساعتی عزادار هستید و شاید خوابتون کمی به هم بریزه؟

حالا ارباب تشنه و گرسنه ، با اون همه داغ که دیده، تیر و نیزه و اینا به کنار سنگ به پیشانی زدن به کنار،بعضی ها نمیدونم مقتل نخوندن، سر رو که بریدن زدن رو نیزه

روزها توی راه شام این سر به نیزه آفتاب سوزان بهش میخورده

جسارت هایی که شده از جمله خیزران زدن و حتی من تو یکی از مقاتل اهانتی بالاتر هم دیدم که به سر ارباب کردن و ابن زیاد لعین شراب میخورده و شطرنج بازی میکرده و سر زیر تخته ی شطرنج بوده، باقی شراب رو بر روی سر می ریخته

زدن های مکرر این سر، به گردن اسب انداختن

بخدا اگر مقتل هم نخونده باشید دیگه اینا رو پای روضه ها شنیدین

تنور خولی که دیگه بماند

خودتون قضاوت کنید واقعا از این سر چیزی باقی می مونده که بخواد خوشگل هم باشه

من میگم این راهب مسیحی که سر رو یک شب نگه داشته و حالا میگن این عکس رو اون کشیده و حتی در موزه هم هست و باستان شناسان تایید کردن که برای حدود 1300 سال پیش هست، خیلی هم با دل رحمی کشیده

در ضمن به جای تهمت زدن به هر کسی چه من و چه دیگران که این موضوع رو مطرح میکنن بیاید بریم دنبالش و بپرسیم

پس مگه شماها نمیگید یا لیتنا کنا معک؟

نمیگم برید موزه پاریس اما حداقل می تونید پرس و جو کنید و دیگران رو در جریان قرار بدید

برید دنبال صحت یا عدم صحتش و کاری کنید که مطرح بشه و همه آگاه بشن

من از قول خودم که نگفتم من هم این موضوع رو از سایت معتبر گفتگوی قرآنی درآوردم

این عکس نیست نقاشیه

تو نقاشی هم نقاش از ذوق و سلیقه ی خودش هرطور بخواد استفاده میکنه

در آخر باید بگم حتی اگر این موضوع با این همه مستندات صحت نداشته باشه اما.............

یا علی

[ پنجشنبه 1389/09/18 ] [ 10:27 ] [ کربلایی حسنا ]

[ ]

نقاشی مستند از سر بر نیزه ی ارباب حسین(ع)


تصویر اصلی واقع در موزه

در موزه لوور پاریس پرده سیاه قلمی موجود است که بر کرباس ترسیم شده و طبق بررسیهای باستان شناسی بیش از هزار و سیصد سال از ترسیم آن می گذرد و نام راهب نصرانی به خطّ لاتین قدیم در سمت راست پایین تصویر حک شده است.

بر اساس مستندات تاریخی این تابلو را یک راهب نصرانی در محلّ رأس الحسین حلب پس از مشاهده سر مطهر حضرت سیّدالشّهدا(ع) بر سر نیزه یزیدیان ترسیم کرده است.

این پرده پس از دست به دست شدنهای متوالی، توسّط فرانسویها از آلمانیها خریداری و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود.

تصویر فوق عکسی از این سیاه قلم است.


اما مستندات تاریخی:

نسخه اول: در زمان ناصر الدین شاه وقتی به فرنگ رفته بود نقاش
خود را به فرنگ برده تا تصویر منقوش سر بریده امام حسین (ع)
برسنگ را در ذهن بسپارد و بلا فاصله آنرا بر کاغذ نقش کرده است.
نسخه دوم غیر خوانا:
اصل نقاشی بر سنگ بوسیله هنری رزری کشیش ایتالیایی که در
زمان جنگ بین کربلا تا کوفه سر را در منزل داشته نقش کرد
انچه میگویند دال بر این است که یک راهب مسیحی با دادن پول فراوان سر عزیز زهرا را به خانه میبرد و گریه کنان انرا با گلاب میشسته.


ای وای حسین...

وای حسین...

وای حسین...

[ چهارشنبه 1389/09/17 ] [ 15:6 ] [ کربلایی حسنا ]

[ ]

این روزها در کوفه، سه شعبه می فروشند به قیمت طلا!!!


این روزها در بازار کوفه، تیر و شمشیر کیمیا گشته

سه شعبه می فروشند به قیمت طلا

درختان سرسبز و میوه دارشان گندیده

زنان هیزم جمع می کنند برای آتش، اما نه برای آتش تنور...

اسب ها را نعل زده اند...

نیزه ها را تیز کرده اند...

عده ای سنگ های اطراف را در کوله بار سفر خود می ریزند

امیرشان دستور جنگ با تو را داده است

انگار این ها، همان هایی نیستند که نامه ها نوشتند...

پیک ها فرستادند...

اشک ها ریختند..

میخواهند راه را بر تو ببندند

میخواهند با تیر و شمشیر اکبرت را عربا عربا کنند...

میخواهند سه شعبه در کمان گذارند و اصغرت را ذبح کنند...

میخواهند با غم مرگ علمدار قدت را خم کنند...

میخواهند باز هم در عاشورا اسب ها را نعل تازه بزنند و بر بدن تو بتازند...

آقا جان!

قربان آن بدن پاره پاره ات...

قربان استخوان های خورد شده ات...

قربان لب های چاک چاکت...

قربان پیشانی شکسته ات...

قربان قلب شکافته ات...

آه...

قربان دندانهای خیزران خورده ات...

نمی خواهم بگویم کوفه میا حسین جان، کوفه وفا ندارد

تو خود آگاه بودی و اکنون نیز کردند آنچه را که نباید می کردند...

میخواهم بگویم خوب بندگی کردی

اما انصاف بود که تو این گونه جانبازی کنی و تنها اشک را برای ما بگذاری؟!

اما نه!

این را هم نمی گویم

چرا که تو خود گفته ای انا قتیل العبرات...

گفته ای که کشته ی اشک هایی

میخواهم از تو اشک روضه به من بدهی...

اشکی که فقط برای تو و به یاد کربلای تو ریخته شود

از تو میخواهم نه من شیعه ات را، نه من محب را، نه من مومن را...

بلکه من عاشق را از مجاورین بارگاهت کنی

قسم به خدا  اگر عوض این موهبت جهنم را برایم بنویسند حاضرم بسوزم...

به خدا که حاضرم بسوزم

دلم تنگ بین الحرمین است

لا یوم کیومک یا اباعبدالله

کربلایی حسنا

شب اول محرم الحرام سال 1432

 

[ دوشنبه 1389/09/15 ] [ 22:58 ] [ کربلایی حسنا ]

[ ]

با داغ کربلای شما آتشم زدند...


این اشک ها به پای شما آتشم زدند

شکر خدا برای شما آتشم زدند

من جبریل سوخته بالم، نگاه کن!

معراج چشم های شما آتشم زدند

سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم

هر جا که در عزای شما آتشم زدند

از آن طرف مدینه و هیزم، از این طرف

با داغ کربلای شما آتشم زدند

بردند به روی نیزه دلم را و بعد از آن

یک عمر در هوای شما آتشم زدند

گفتم کجاست خانه ی خورشید شعله ور

گفتند بوریای شما، آتشم زدند

[ دوشنبه 1389/09/15 ] [ 12:24 ] [ کربلایی حسنا ]

[ ]